چرخه های رونق و رکود بازار
چرخههای رونق و رکود یکی از آن مفاهیمی هستند که تقریباً همه اسمش را شنیدهاند، اما وقتی پای تصمیمگیری واقعی وسط میآید، خیلیها تصویر روشنی از آن ندارند. مخصوصاً برای سرمایهگذار ایرانی که همزمان با نوسانهای بازار داخلی، تورم مزمن و شوکهای سیاسی–اقتصادی سروکار دارد، فهم این چرخهها فقط یک بحث تئوریک نیست؛ یک ابزار بقاست.
اقتصاد برخلاف تصور رایج، مسیر خطی و یکنواختی ندارد. نه همیشه در حال رشد است و نه همیشه در حال سقوط. رفتار اقتصاد بیشتر شبیه موج است: دورههایی از رشد، خوشبینی و افزایش فعالیت، و بعد دورههایی از کاهش، احتیاط و جمعوجور کردن ریسک. شناخت همین الگوی موجی، پایه درک چرخههای رونق و رکود است و در ادامه مقاله، فاز به فاز روی آن جلو میرویم.
چرخه رونق و رکود چیست؟ (تعریف ساده و دقیق)
چرخه رونق و رکود که در ادبیات اقتصادی با عنوان چرخههای تجاری (Business Cycles) شناخته میشود، به نوسانهای تکرارشونده اقتصاد بین دورههای رشد و دورههای انقباض گفته میشود. این نوسانها تصادفی نیستند؛ بلکه نتیجه تعامل پیچیدهای از تولید، مصرف، سرمایهگذاری، سیاستهای پولی و رفتار انسانها هستند.
در نگاه کلان، این چرخهها معمولاً با رشد و انقباض تولید ناخالص داخلی (GDP) شناخته میشوند. زمانی که GDP افزایش پیدا میکند، اقتصاد در مسیر رونق قرار دارد و وقتی رشد منفی میشود یا بهشدت افت میکند، وارد فاز رکود میشویم. البته GDP فقط یک عدد نیست؛ پشت آن اشتغال، قدرت خرید، سود شرکتها و رفتار بازارهای مالی خوابیده است.
اگر بخواهیم شهودیتر نگاه کنیم، اقتصاد مثل ماشینی است که همیشه با یک سرعت ثابت حرکت نمیکند. گاهی گاز میگیرد، گاهی سرعتش را کم میکند و گاهی هم مجبور میشود ترمز بزند. دلیل اینکه اقتصاد هیچوقت یک روند کاملاً خطی ندارد، همین واکنش دائمی آن به اطلاعات جدید، سیاستها، شوکها و احساسات جمعی است.
تفاوت رونق و رکود اقتصادی به زبان ساده
برای اینکه تصویر ذهنی واضحتری داشته باشیم، میتوان تفاوت رونق و رکود را در چند شاخص کلیدی خلاصه کرد؛ نه بهعنوان فهرست خشک، بلکه بهعنوان رفتار زنده اقتصاد:
- رونق اقتصادی زمانی است که تولید افزایش پیدا میکند، شرکتها راحتتر سود میسازند، اشتغال بهتر میشود و مصرفکنندهها اعتماد بیشتری برای خرج کردن دارند. در این فضا، بازارها معمولاً خوشبین هستند و ریسکپذیری بالا میرود.
- رکود اقتصادی نقطه مقابل این وضعیت است؛ تولید کاهش مییابد، بیکاری بیشتر میشود، مصرفکنندهها محتاط میشوند و سرمایهگذاران بهدنبال حفظ سرمایه بهجای رشد سریع آن هستند.
برای جمعبندی تفاوت این دو فاز، جدول زیر یک دستهبندی ذهنی ساده اما کاربردی میسازد:
| متغیر کلیدی | دوره رونق | دوره رکود |
|---|---|---|
| تولید (GDP) | رشد پایدار یا سریع | رشد منفی یا بسیار ضعیف |
| اشتغال | افزایش فرصتهای شغلی | افزایش بیکاری |
| رفتار سرمایهگذار | ریسکپذیر و خوشبین | محتاط و محافظهکار |
| بازارهای مالی | تمایل به رشد و حباب | افت قیمت و افزایش نوسان |
نکته مهم اینجاست که رونق همیشه به معنای «امن بودن» و رکود همیشه به معنای «بد بودن» نیست. خیلی از تصمیمهای اشتباه سرمایهگذاران دقیقاً زمانی اتفاق میافتد که این تفاوتها را مطلق میبینند. به همین دلیل است که در فازهای بعدی، وارد جزئیات رفتاری و استراتژیک هر مرحله میشویم.
در ادامه مقاله، وقتی درباره رفتار سرمایهگذار در هر فاز صحبت میکنیم، به مفاهیمی مثل حداقل موجودی و قدرت خرید در کارگزاری و همچنین آمادگی ذهنی در زمان تغییر فاز بازار (که در قالب چکلیست رفتاری «قبل و بعد از بازگشایی سهم» بررسی میشود) هم ارجاع خواهیم داد؛ چون چرخههای اقتصادی فقط عدد نیستند، بلکه مستقیماً روی تصمیمهای واقعی ما اثر میگذارند.
مراحل چرخههای اقتصادی؛ از رونق تا کف
اقتصاد مثل یک موتور بزرگ است که چهار دنده اصلی دارد و مدام بین آنها سوییچ میکند. درک این چهار مرحله اصلی — انبساط (رونق)، اوج، انقباض (رکود) و کف — کلید فهم این است که پول در هر لحظه در چه فضایی جریان دارد. هر مرحله دارای ویژگیهای منحصر به فردی در تولید، مصرف، انتظارات و رفتار بازارها است. تحلیل این مراحل نشان میدهد که چرا دیدگاه «سرمایهگذار خنثی» در بازار کارایی ندارد و باید با هر فاز، استراتژی را تطبیق داد.
این مراحل، بهطور طبیعی و بر اساس دادههای تاریخی، یک الگوی تکرارشونده را دنبال میکنند، هرچند زمانبندی و شدت آنها متغیر است. ما در این بخش دقیقاً این چهار فاز را تشریح میکنیم و در انتهای این بخش، یک جدول تحلیلی نهایی برای ساختاربندی ذهنی شما ارائه خواهیم داد.
مرحله رونق (Expansion): رشد، خوشبینی و افزایش ریسکپذیری
مرحله انبساط یا رونق زمانی آغاز میشود که اقتصاد از کف خارج شده و وارد مسیر رشد مثبت میشود. در این فاز، تقاضای کل در اقتصاد قوی است، کسبوکارها سرمایهگذاریهای جدیدی را شروع میکنند و نرخ بیکاری بهطور پیوسته کاهش مییابد. این دوره با افزایش اعتماد مصرفکننده همراه است؛ مردم احساس امنیت شغلی بیشتری کرده و تمایل به خریدهای بزرگتر و سرمایهگذاری در داراییهای ریسکیتر (مانند سهام) پیدا میکنند.
در طول این دوره، تولید ناخالص داخلی بهطور مستمر بالا میرود و سودآوری شرکتها بهبود مییابد که خود باعث افزایش قیمت سهام و داراییهای پرریسک میشود. این افزایش اعتماد باعث میشود سرمایهگذاران تمایل بیشتری به پذیرش ریسک داشته باشند و ممکن است حتی وارد مباحثی مثل ریسک تخصیص کم در عرضه اولیه شوند، چرا که فضای کلی بازار، ریسکهای کوچک را تحتالشعاع قرار میدهد.

مرحله اوج (Peak): علائم اشباع و حباب قیمتی
مرحله اوج یا سقف، نقطهای است که رشد اقتصادی به حداکثر ظرفیت خود میرسد و علائم اولیهای از اشباع شدن بازارها ظاهر میشود. در این زمان، منابع (اعم از نیروی کار و ظرفیت تولید) کمیاب میشوند و این کمیابی معمولاً منجر به افزایش فشارهای تورمی میشود. بانکهای مرکزی اغلب در این مرحله برای کنترل تورم، شروع به انقباض سیاستهای پولی (افزایش نرخ بهره) میکنند تا از داغ شدن بیش از حد اقتصاد جلوگیری کنند.
این مرحله اغلب با خوشبینی افراطی و «حبابگونه» شدن قیمت برخی داراییها همراه است. در این فضا، بازارها به اخبار مثبت بیش از حد واکنش نشان میدهند و ارزش داراییها ممکن است از ارزش ذاتی خود فاصله بگیرد. تشخیص دقیق زمان رسیدن به اوج کار دشواری است، اما معمولاً با افزایش محسوس نرخ بهره و کاهش سرعت رشد گزارشهای سود، میتوان نشانههای آن را رصد کرد.

مرحله رکود (Recession): انقباض، بیکاری و افت بازارها
رکود، فاز ناخوشایند چرخه است که با کاهش قابل توجه فعالیتهای اقتصادی، معمولاً برای دو فصل متوالی تعریف میشود (کاهش GDP). در این دوره، مصرف کاهش مییابد، شرکتها موجودی کالاهای خود را انبار میکنند، سرمایهگذاری متوقف میشود و در نتیجه، اخراج نیروها و افزایش نرخ بیکاری آغاز میشود.
بازارهای مالی در فاز رکود با افت شدید قیمتها مواجه میشوند و سرمایهگذاران عموماً به داراییهای امنتر پناه میبرند. این دوره نیازمند انضباط مالی فوقالعاده است. سرمایهگذار باید بسیار دقیق باشد و برای حفظ سرمایه استراتژیهای دفاعی را بهکار ببرد؛ این امر مستلزم آن است که بداند دقیقاً چه میزان نقدینگی برای حفظ موقعیتهای خود نیاز دارد، موضوعی که در تحلیل حداقل موجودی و قدرت خرید در کارگزاری به آن خواهیم پرداخت.

مرحله کف (Trough): نقطه چرخش و شروع چرخه جدید
کف (Trough) بدترین لحظه از دیدگاه عملکرد کوتاهمدت بازار است، اما در واقع مهمترین نقطه برای سرمایهگذار آیندهنگر است. این مرحله نقطهای است که کاهش اقتصادی متوقف میشود و اقتصاد آماده بازگشت به فاز رونق میشود. در کف، احساسات بازار معمولاً در پایینترین سطح خود قرار دارد؛ ناامیدی، فروشهای هیجانی و بدبینی مطلق حاکم است.
سیاستهای انبساطی بانک مرکزی (کاهش نرخ بهره) که در اواخر فاز رکود آغاز شده، کمکم اثر خود را نشان میدهد و شرایط برای خریدهای ارزشی فراهم میشود. ورود به بازار در این فاز، هرچند از نظر احساسی دشوار است، اما پتانسیل بیشترین بازدهی را دارد. این نقطه، پایان درد و آغاز فرصت است.
برای اینکه ساختار این چهار فاز در ذهن شما تثبیت شود و بتوانیم در مراحل بعدی تحلیلهای عمیقتری را به آنها لینک دهیم، جدول زیر خلاصهای تحلیلی از وضعیت بازارها در هر مرحله ارائه میدهد:
| فاز اقتصادی | نرخ رشد GDP | تورم | رفتار سرمایهگذار (بورس/ریسک) | استراتژی فعال (برای آینده) |
|---|---|---|---|---|
| رونق (Expansion) | بالا و شتابان | متوسط رو به افزایش | خوشبین و ریسکپذیر | افزایش سرمایهگذاریهای با بازدهی بالا |
| اوج (Peak) | اوج میگیرد و کند میشود | بالا و نگرانکننده | ریسکگریزی شروع میشود | کاهش تدریجی ریسکهای بزرگ |
| رکود (Recession) | منفی یا صفر | کاهش مییابد | بسیار محتاط و نگران | حفظ نقدینگی و خرید سهام بنیادی |
| کف (Trough) | شروع به توقف نزول میکند | پایین یا نزولی | بسیار بدبین و ناامید | ورود استراتژیک به فرصتهای ارزشی |
چرا اقتصاد وارد دورههای رونق و رکود میشود؟
چرخههای اقتصادی تصادفی نیستند؛ آنها حاصل تصمیمهای سیاستگذار، واکنش بازار و شوکهایی هستند که از بیرون به اقتصاد وارد میشود. اگر بخواهیم ساده اما دقیق بگوییم، اقتصاد دائماً بین «تحریک رشد» و «مهار بیشازحد رشد» در نوسان است. همین رفتوبرگشت، موتور اصلی شکلگیری چرخههای رونق و رکود است.
دو نیروی اصلی در این میان نقش محوری دارند: سیاست پولی و شوکهای بیرونی. سیاست پولی ریتم حرکت اقتصاد را تنظیم میکند و شوکهای بیرونی، مثل دستاندازهایی هستند که ناگهان این ریتم را به هم میریزند. ترکیب این دو، همان چیزی است که مسیر چرخه را شکل میدهد.
نقش سیاست پولی؛ نرخ بهره و عرضه پول چگونه چرخه میسازند؟
بر اساس تحلیلهای ارائهشده توسط Arongroups، یکی از مهمترین محرکهای چرخههای اقتصادی، عرضه پول توسط بانکهای مرکزی است. وقتی بانک مرکزی نرخ بهره را کاهش میدهد و نقدینگی بیشتری وارد اقتصاد میکند، وام گرفتن ارزانتر میشود و سرمایهگذاری افزایش مییابد. این سیاستها معمولاً اقتصاد را وارد فاز رونق میکنند.
اما این روند یک نقطه اشباع دارد. اگر عرضه پول بیش از حد ادامه پیدا کند، تورم بالا میرود و بانک مرکزی ناچار میشود ترمز را بکشد؛ یعنی نرخ بهره را افزایش دهد و جریان نقدینگی را محدود کند. همین تغییر جهت، اغلب آغازگر فاز اوج و بعد رکود است. برای سرمایهگذار، اینجاست که مدیریت نقدینگی اهمیت پیدا میکند و توجه به مفاهیمی مثل حداقل موجودی و قدرت خرید در کارگزاری از یک نکته جانبی به یک الزام استراتژیک تبدیل میشود.
نقش شوکهای بیرونی؛ وقتی اقتصاد غافلگیر میشود
حتی اگر سیاستهای پولی کاملاً متعادل باشند، اقتصاد باز هم میتواند وارد رکود شود. دلیلش شوکهای بیرونی است؛ عواملی که خارج از کنترل مستقیم سیاستگذار قرار دارند اما تأثیر عمیقی روی رفتار بازار میگذارند. این شوکها معمولاً ناگهانی هستند و انتظارات را بهسرعت تغییر میدهند.
برای دستهبندی ذهنی، مهمترین شوکهای بیرونی که میتوانند چرخه را تسریع یا معکوس کنند، عبارتاند از:
- تحریمها و محدودیتهای تجاری
- جنگها و تنشهای ژئوپلیتیک
- بحرانهای جهانی مانند بحران مالی ۲۰۰۸
- پاندمیها مثل کرونا که هم عرضه و هم تقاضا را مختل میکنند
این شوکها معمولاً باعث میشوند حتی اقتصادهای در حال رونق، ناگهان وارد فاز رکودی شوند؛ موضوعی که در بازار سرمایه ایران هم بارها تجربه شده است.
احساسات سرمایهگذاران و مؤلفه روانشناختی چرخهها
اگر سیاست پولی موتور چرخه باشد، احساسات سرمایهگذاران سوخت آن است. بازارها فقط با عدد و داده حرکت نمیکنند؛ آنها بهشدت تحت تأثیر ترس و طمع انسانها هستند. در دورههای رونق، طمع باعث میشود سرمایهگذاران ریسکهای غیرمنطقی بپذیرند و در دورههای رکود، ترس آنها را وادار به فروش در بدترین زمان ممکن کند.
این نوسان احساسی معمولاً خود را در دو رفتار مشخص نشان میدهد:
- طمع در رونق: خرید هیجانی، نادیده گرفتن ارزش ذاتی و ورود دیرهنگام به بازار
- ترس در رکود: فروش شتابزده، نقد کردن داراییها و از دست دادن فرصتهای بلندمدت
در چنین شرایطی، داشتن یک چارچوب رفتاری از پیشتعریفشده حیاتی است. استفاده از ابزارهایی مثل چکلیست رفتاری «قبل و بعد از بازگشایی سهم» کمک میکند تصمیمها کمتر احساسی و بیشتر سیستماتیک باشند.
حبابها چگونه شکل میگیرند و چرا میترکند؟
ترکیب سیاست پولی انبساطی و طمع سرمایهگذاران، معمولاً به شکلگیری حبابهای قیمتی منجر میشود. در این وضعیت، قیمت داراییها با سرعتی بیشتر از ارزش واقعی آنها رشد میکند. نمونههای آن را میتوان در بازار مسکن، بورس یا حتی برخی عرضههای اولیه دید؛ جایی که انتظارات بیشازحد خوشبینانه، قیمتها را به سطوح ناپایدار میرساند.
اما حبابها پایدار نیستند. با کوچکترین تغییر در نرخ بهره، سودآوری یا فضای سیاسی–اقتصادی، این انتظارات فرو میریزد و بازار وارد فاز اصلاح یا رکود میشود. دقیقاً به همین دلیل است که در دورههای رونق، توجه به ریسکهایی مانند ریسک تخصیص کم در عرضه اولیه اهمیت دوچندان پیدا میکند؛ چون همه فرصتها، واقعاً «فرصت» نیستند.
برای جمعبندی این فاز، جدول زیر نشان میدهد که هر عامل چگونه میتواند چرخه را تحریک یا متوقف کند:
| عامل محرک | جهت اثر | نتیجه محتمل در چرخه |
|---|---|---|
| سیاست پولی انبساطی | افزایش نقدینگی | تشدید رونق و شکلگیری حباب |
| افزایش نرخ بهره | کاهش سرمایهگذاری | ورود به اوج یا رکود |
| شوکهای بیرونی | افزایش عدمقطعیت | رکود ناگهانی یا تعمیق بحران |
| احساسات جمعی | تقویت نوسانها | بزرگنمایی رونق و رکود |
چرخههای رونق و رکود در بازارهای مالی و واقعی
هرچند ریشه چرخههای رونق و رکود در اقتصاد کلان است، اما رفتار این چرخهها در بازارهای مختلف یکسان نیست. سرعت واکنش، دامنه نوسان، نقدشوندگی و حتی نقش احساسات، در هر بازار متفاوت عمل میکند. به همین دلیل است که یک رکود اقتصادی میتواند همزمان باعث سقوط بورس، رکود نسبی مسکن و رشد برخی داراییهای جهانی شود.
در این بخش، سه بازار کلیدی را بررسی میکنیم: بازار سهام، بازار مسکن و بازارهای جهانی. هدف این نیست که بگوییم کدام بهتر است؛ هدف این است که بفهمیم هر بازار در کدام فاز چرخه، چه رفتاری دارد تا بعداً بتوان درباره چیدمان هوشمندانه سبد سرمایهگذاری تصمیم گرفت.
چرخه رونق و رکود در بازار سهام و بورس
بازار سهام معمولاً همجهت با چرخه اقتصادی حرکت میکند، اما با یک تفاوت مهم: دامنه نوسانات آن بسیار بزرگتر است. بورس آینده را قیمتگذاری میکند، نه حال را. یعنی قبل از اینکه رکود در آمارهای رسمی دیده شود، بازار سهام اغلب واکنش خود را نشان داده است.
رابطه بین خبر، انتظارات و شاخصها در بورس بسیار پررنگ است. حتی یک سیگنال کوچک از تغییر سیاست پولی یا سودآوری شرکتها میتواند باعث جهش یا ریزش شدید شود. به همین دلیل، مدیریت رفتار در این بازار اهمیت حیاتی دارد و بدون چارچوبهای مشخص مدیریت ریسک، سرمایهگذار خیلی سریع اسیر نوسانهای احساسی میشود.
چرخه رونق و رکود در بازار مسکن
بازار مسکن بر خلاف بورس، واکنش کندتری به چرخههای اقتصادی دارد. این بازار معمولاً با تأخیر زمانی نسبت به اقتصاد کلان وارد فاز رونق یا رکود میشود. دلیل اصلی آن، ماهیت فیزیکی دارایی، هزینه بالای معامله و چسبندگی قیمتهاست.
در دوران رکود، قیمت مسکن الزاماً سریع سقوط نمیکند، اما حجم معاملات کاهش مییابد و بازار وارد فاز «یخزدگی» میشود. اینجاست که ریسک اصلی نه کاهش قیمت، بلکه نقدشوندگی پایین است. سرمایهگذاری که بدون توجه به چرخه وارد مسکن میشود، ممکن است سالها درگیر داراییای باشد که فروش آن ساده نیست؛ موضوعی که در تحلیلهای مربوط به نقدشوندگی داراییها بارها به آن اشاره کردهایم.
چرخههای رونق و رکود در بازارهای جهانی (فارکس و کامودیتی)
در بازارهای جهانی، چرخههای رونق و رکود ابعاد گستردهتری دارند و بهشدت تحت تأثیر سیاستهای پولی قدرتهای اقتصادی بزرگ هستند. مطابق نگاه Arongroups، تغییرات نرخ بهره فدرال رزرو، بانک مرکزی اروپا و جریان سرمایه جهانی، نقش کلیدی در شکلگیری چرخهها در بازار فارکس و کامودیتیها دارد.
در این بازارها، گاهی رکود اقتصادی میتواند به نفع برخی داراییها تمام شود؛ مثلاً طلا در فضای ترس و عدمقطعیت رشد میکند، در حالی که کالاهای صنعتی در رکود آسیب میبینند. به همین دلیل، این بازارها بیشتر از هر جای دیگر نیازمند تنوعبخشی هوشمند در سبد سرمایهگذاری هستند تا شوکهای چرخهای، کل سرمایه را تحت فشار قرار ندهد.
فاز ۵ – استراتژی سرمایهگذاری در هر مرحله چرخه
چگونه از چرخه رونق و رکود در استراتژی سرمایهگذاری استفاده کنیم؟
چرخههای اقتصادی ذاتاً قابلپیشبینی دقیق نیستند، اما قابلتشخیص هستند. تفاوت سرمایهگذار حرفهای با سرمایهگذار هیجانی، نه در پیشبینی آینده، بلکه در آمادگی برای سناریوهای مختلف است. هر فاز چرخه، فرصتها و ریسکهای خاص خود را دارد و اشتباه رایج این است که با یک استراتژی ثابت، وارد تمام فازها شویم.
در این بخش، بهجای نسخههای کلیشهای «بخر» یا «بفروش»، بررسی میکنیم در هر مرحله چرخه، چه نوع تصمیمهایی منطقیتر است و کجا باید مراقب دامهای رفتاری بود.
چه کارهایی در دوره رونق جذاب است و چه ریسکهایی پنهان است؟
دوره رونق معمولاً با رشد سود شرکتها، اخبار مثبت و افزایش اعتماد عمومی همراه است. در این فضا، تقریباً همه چیز «خوب» به نظر میرسد و همین حس خوب، بزرگترین ریسک پنهان رونق است. سرمایهگذار در این فاز، بیشتر از اینکه با کمبود فرصت مواجه باشد، با فراوانی فرصتهای ظاهراً جذاب روبهروست.
در رونق، تمرکز باید روی مدیریت ریسکهای نامرئی باشد؛ نه فقط روی بازده. بهصورت ذهنی، میتوان این ریسکها را در چند دسته خلاصه کرد:
- رشد بیشازحد قیمت نسبت به واقعیتهای بنیادی
- افزایش اهرم و استفاده افراطی از اعتبار
- ورود دیرهنگام به داراییهایی که بخش اصلی رشد را کردهاند
در این فاز، هدف اصلی «بیشینهکردن سود» نیست؛ حفظ سودهای بهدستآمده و آمادهبودن برای چرخش چرخه، اهمیت بیشتری دارد.
مدیریت سرمایه در رکود: حفظ نقدینگی، کاهش اهرم، تمرکز روی کیفیت
رکود جایی است که بسیاری از استراتژیها شکست میخورند، نه بهخاطر ضعف تحلیلی، بلکه بهخاطر فشار روانی. افت قیمتها، تیترهای منفی و کاهش حجم معاملات باعث میشود تصمیمهای منطقی، سختتر از همیشه شوند. در این فاز، بقا مهمتر از بازده است.
مدیریت سرمایه در رکود یعنی قبول این واقعیت که «همه پول نباید همیشه در بازار باشد». کاهش اهرم، نگهداشت بخشی از سرمایه بهصورت نقد و تمرکز روی داراییهای با کیفیت بالاتر، کمک میکند سرمایهگذار نهتنها آسیب کمتری ببیند، بلکه برای فاز بعدی چرخه آماده بماند. رکود، دوره انباشت آرام است؛ نه دوره هیجان.
فرصتهای کف چرخه: چرا بدترین تیترهای خبری گاهی بهترین فرصتها هستند؟
کف چرخه معمولاً زمانی شکل میگیرد که امید تقریباً از بازار رخت بربسته است. اخبار بد تکراری شدهاند، کسی انتظار رشد ندارد و حجم معاملات در پایینترین سطح است. از نظر روانی، این سختترین فاز برای ورود است؛ اما از نظر منطقی، اغلب بهترین نسبت ریسک به بازده در همین نقطه دیده میشود.
در کفها، برنده کسی نیست که سریعتر وارد شود، بلکه کسی است که آمادهتر است. داشتن نقدینگی، صبر برای تأییدهای اولیه و پایبندی به چارچوب رفتاری، باعث میشود ورود به بازار از روی برنامه باشد، نه از روی هیجان یا ترس置ماندن. کف چرخه پاداش صبر در فازهای قبلی است.
جمعبندی استراتژیک: هر فاز چرخه، چه رویکردی میطلبد؟
برای اینکه تصویر ذهنی شفافتر شود، جدول زیر خلاصه میکند که در هر مرحله چرخه، تمرکز اصلی سرمایهگذار باید روی چه چیزی باشد:
| فاز چرخه | حالوهوای بازار | اولویت استراتژیک | خطای رایج |
|---|---|---|---|
| رونق | خوشبینی و رشد سریع | کنترل ریسک و قفلکردن سود | طمع و اهرم بیشازحد |
| رکود | ترس و بیاعتمادی | حفظ نقدینگی و کیفیت | فروش هیجانی |
| کف چرخه | ناامیدی و سکون | ورود تدریجی و برنامهمحور | عجله یا ترس از ورود |
درباره دانیال شهبازی
بیوگرافی: کارشناسی ارشد مهندسی مالی از دانشگاه مارمارای ترکیه و مشاور سرمایه گذاری در شرکت های سرمایه گذاری و کارگزار های برتر کشور
نوشتههای بیشتر از دانیال شهبازیپست های مرتبط
3 اسفند 1404
3 اسفند 1404
3 اسفند 1404
29 بهمن 1404
دیدگاهتان را بنویسید