بهترین سرمایه گذاری در زمان جنگ
جنگ، قبل از اینکه یک رویداد نظامی باشد، یک شوک اقتصادی چندلایه است. شوکی که همزمان به اعتماد، جریان پول، زنجیره تأمین و تصمیمگیری سرمایهگذاران ضربه میزند. اولین اثر جنگ معمولاً در «نااطمینانی» دیده میشود؛ جایی که پیشبینیپذیری بازارها کاهش پیدا میکند و رفتارها از منطق بلندمدت به واکنشهای کوتاهمدت تغییر میکند.
در چنین شرایطی، دولتها با افزایش هزینههای نظامی و کاهش درآمدهای پایدار روبهرو میشوند، کسری بودجه بالا میرود و فشار تورمی تشدید میشود. این ترکیب باعث میشود پول ملی تضعیف شود و سرمایهگذاران بهطور طبیعی بهدنبال مسیرهایی برای حفظ ارزش دارایی خود باشند، نه لزوماً افزایش بازده.
از منظر بازارهای مالی، جنگ معمولاً این تغییرات ساختاری را ایجاد میکند:
- افزایش نوسان در بازار سهام و خروج سرمایه از صنایع غیرضروری
- افزایش تقاضا برای داراییهای امن و نقدشونده
- جابجایی سرمایه از داراییهای پرریسک به ابزارهای محافظهکارانه
نکته مهم اینجاست که جنگ لزوماً به معنای «فروپاشی همه بازارها» نیست؛ بلکه به معنای تغییر زمین بازی است. سرمایهگذاری که این تغییر را درک نکند، معمولاً تصمیمهای هیجانی میگیرد؛ اما کسی که منطق جدید را بفهمد، بهجای فرار کورکورانه، سبد خود را بازطراحی میکند.
دارایی امن چیست و چرا در زمان جنگ اهمیت دارد؟
وقتی از «دارایی امن» صحبت میکنیم، منظور داراییای نیست که سود عجیب بدهد؛ منظور داراییای است که در بدترین سناریوها هم فرو نریزد. در ادبیات مالی، دارایی امن (Safe Haven Asset) به داراییای گفته میشود که در دورههای بحران، یا ارزش خود را حفظ میکند یا افت آن بهمراتب کمتر از سایر گزینههاست.
در زمان جنگ، اهمیت دارایی امن چند برابر میشود، چون اولویت ذهنی سرمایهگذار از «رشد» به «بقا» تغییر میکند. دقیقاً به همین دلیل است که مفاهیمی مثل دارایی امن و طلا در زمان جنگ دوباره در مرکز توجه قرار میگیرند.
برای اینکه یک دارایی واقعاً «امن» تلقی شود، باید چند ویژگی کلیدی داشته باشد:
- نقدشوندگی بالا؛ یعنی بتوان آن را سریع و با حداقل افت قیمت تبدیل به پول کرد
- مقاومت در برابر تورم و کاهش ارزش پول
- وابستگی حداقلی به عملکرد یک کشور یا صنعت خاص
در این چارچوب، داراییهایی مثل طلا، برخی اوراق دولتی کشورهای باثبات، و حتی صندوقهای متنوع بینالمللی، بیشتر از بقیه مطرح میشوند. برای مثال، بررسی تاریخچه طلا نشان میدهد که در اغلب جنگها و بحرانهای ژئوپلیتیکی، طلا نقش «لنگر روانی و مالی» را برای سرمایهگذاران بازی کرده است.
نکته ظریف اما مهم اینجاست: دارایی امن قرار نیست بهتنهایی کل سبد شما را تشکیل دهد. نقش آن، کاهش ریسک کل سبد و ایجاد تعادل است؛ مفهومی که در ادامه مقاله و در بخشهای مربوط به مدیریت ریسک و تنوعبخشی، عمیقتر بازش میکنیم.
چرا طلا بهترین سرمایهگذاری در زمان جنگ است؟
وقتی جنگ یا تنشهای ژئوپلیتیکی شدت میگیرد، رفتار سرمایهگذاران در سراسر دنیا بهطور قابلتوجهی همگرا میشود؛ همه بهدنبال «پناهگاه» میگردند. طلا دقیقاً در همین نقطه میدرخشد، چون برخلاف بسیاری از داراییها، به عملکرد یک دولت، یک شرکت یا حتی یک سیستم مالی خاص وابسته نیست. همین استقلال ساختاری باعث میشود طلا در شرایط بحرانی، نقش ضربهگیر سبد سرمایهگذاری را بازی کند.
از منظر تاریخی و رفتاری، طلا یک دارایی «جهانی» است؛ در هر نقطهای از دنیا قابل معامله است و در زمان بحران، تقاضای آن نهتنها کاهش پیدا نمیکند، بلکه معمولاً افزایش هم مییابد. به همین دلیل است که در تحلیلهای حرفهای، طلا نه بهعنوان ابزار سودگیری کوتاهمدت، بلکه بهعنوان ابزار حفظ سرمایه و تعادل ریسک بررسی میشود.
نکته مهم اینجاست که طلا الزاماً قرار نیست بهصورت فیزیکی نگهداری شود. امروزه بسیاری از سرمایهگذاران ترجیح میدهند از مسیرهایی مثل صندوقهای سرمایهگذاری متنوع که بخشی از پرتفوی آنها به طلا اختصاص دارد، در معرض این دارایی قرار بگیرند؛ رویکردی که هم ریسک نگهداری را کاهش میدهد و هم مدیریت سبد را سادهتر میکند.
ویژگیهای بهترین سرمایهگذاری در شرایط جنگی
برای اینکه یک دارایی در زمان جنگ «انتخاب درست» محسوب شود، باید از فیلترهای سختگیرانهتری عبور کند. در این فضا، صرفاً پتانسیل سود مهم نیست؛ بلکه تابآوری دارایی در سناریوهای بدبینانه اهمیت اصلی را دارد. اگر بخواهیم این ویژگیها را دستهبندی کنیم، سه معیار کلیدی وجود دارد که تقریباً تمام تحلیلهای معتبر به آنها میرسند.
نقدشوندگی؛ وقتی سرعت تصمیمگیری حیاتی میشود
در شرایط جنگی، امکان دارد ناگهان به پول نقد نیاز پیدا کنید یا بخواهید ترکیب داراییهایتان را تغییر دهید. داراییای که نقدشوندگی پایینی دارد، شما را در بدترین زمان ممکن قفل میکند. به همین دلیل، داراییهای نقدشونده—مثل طلا یا ابزارهای مالی استاندارد—در اولویت قرار میگیرند.
برای درک بهتر تفاوت گزینهها، جدول زیر نگاه مقایسهای مفیدی میدهد:
| نوع دارایی | نقدشوندگی در بحران | توضیح تحلیلی |
|---|---|---|
| طلا | بالا | بازار جهانی فعال و خریدار همیشگی |
| املاک | پایین | فروش دشوار، افت تقاضا در جنگ |
| سهام پرریسک | متوسط تا پایین | وابسته به شرایط صنعت و بازار |
| صندوقهای مالی استاندارد | متوسط تا بالا | بسته به ساختار و ترکیب دارایی |
مقاومت در برابر تورم؛ دشمن پنهان سرمایه
تورم معمولاً یکی از پیامدهای مستقیم یا غیرمستقیم جنگ است؛ چه از مسیر کسری بودجه دولتها، چه از اختلال در عرضه کالاها. داراییای که نتواند در برابر تورم مقاومت کند، حتی اگر اسماً ارزشش ثابت بماند، در عمل شما را فقیرتر میکند.
در این شرایط، طلا و برخی داراییهای مبتنی بر کالا عملکرد بهتری دارند، چون ارزش آنها به پول ملی یک کشور گره نخورده است. به همین خاطر، بسیاری از سرمایهگذاران در زمان جنگ، بخشی از سبد خود را به داراییهای ضدتورمی اختصاص میدهند تا قدرت خریدشان حفظ شود.
پایداری و ریسک متعادل؛ نه قمار، نه انفعال
سرمایهگذاری در زمان جنگ قرار نیست شبیه قمار باشد، اما انفعال کامل هم راهحل نیست. بهترین انتخابها معمولاً داراییهایی هستند که نوسان آنها قابلتحمل است و در سناریوهای مختلف، رفتار قابل پیشبینیتری دارند.
در این چارچوب، ترکیب داراییهای پایدار با ابزارهایی که ریسک کل سبد را پایین میآورند، اهمیت پیدا میکند. این دقیقاً همان نقطهای است که نگاه تحلیلی و برنامهمحور، از تصمیمهای هیجانی جدا میشود؛ رویکردی که در ادامه مقاله و هنگام بررسی استراتژیهای عملی، به آن برمیگردیم.
بهترین گزینههای سرمایهگذاری در زمان جنگ
در شرایط جنگی، «بهترین» به معنی پربازدهترین نیست؛ به معنی کمریسکترین مسیر برای حفظ قدرت خرید است. به همین دلیل، رتبهبندی گزینهها باید بر اساس ترکیبی از امنیت، پایداری و امکان واکنش سریع انجام شود. در ادامه، گزینهها را نه احساسی، بلکه با منطق رفتاری بازار بررسی میکنیم.
طلا؛ لنگر سبد در شرایط بیثبات
طلا همچنان در صدر فهرست قرار میگیرد، نه بهخاطر هیجان، بلکه بهخاطر نقش تثبیتکنندهای که در سبد دارد. وقتی تنش بالا میرود، طلا معمولاً برخلاف داراییهای ریسکی حرکت میکند و همین رفتار واگرا، ریسک کل پرتفوی را کاهش میدهد.
در عمل، طلا بیشتر یک ابزار مدیریت ریسک است تا موتور رشد؛ چیزی که در جنگ دقیقاً به آن نیاز داریم.

اوراق دولتی کشورهای پایدار؛ پناهگاه سرمایههای محافظهکار
برای سرمایهگذارانی که اولویتشان «خواب راحت» است، اوراق دولتی کشورهای پایدار جایگاه ویژهای دارد. این اوراق معمولاً توسط دولتهایی منتشر میشوند که از نظر اقتصادی و سیاسی ثبات بالاتری دارند و در بحرانها کمتر دچار نکول میشوند.
مزیت اصلی این گزینه، قابلیت پیشبینی جریان نقدی است؛ اما باید توجه داشت که بازده آن معمولاً محدود است و بیشتر برای بخش محافظهکار سبد توصیه میشود، نه کل آن.

سهام شرکتهای دفاعی؛ رشد در دل بحران
جنگ، ناخواسته بعضی صنایع را در موقعیت رشد قرار میدهد. سهام شرکتهای دفاعی از جمله معدود گزینههایی هستند که در زمان تنش، تقاضای ساختاری برای محصولاتشان افزایش پیدا میکند.
البته این دسته از سهام، همچنان سهام هستند و نوسان دارند؛ بنابراین جای آنها در سبد، کنار داراییهای امن تعریف میشود، نه بهتنهایی.
کالاهای اساسی؛ پیوند مستقیم با نیاز انسان
در هر شرایطی، مردم باید غذا، انرژی و مواد اولیه مصرف کنند. به همین دلیل، کالاهای اساسی معمولاً نسبت به رکودهای ناشی از جنگ مقاومترند. این مقاومت از «نیاز» میآید، نه از هیجان بازار.
سرمایهگذاری در این حوزه—مستقیم یا غیرمستقیم—میتواند نقش پوشش تورمی داشته باشد، بهخصوص زمانی که اختلال در زنجیره تأمین رخ میدهد.
نگهداری نقدینگی؛ انعطافپذیری در بدترین سناریو
برخلاف تصور رایج، نگهداشتن بخشی از دارایی بهصورت نقد، در زمان جنگ نشانه ترس نیست؛ نشانه آمادگی است. نقدینگی به شما امکان میدهد در لحظه تصمیم بگیرید، نه اینکه اسیر شرایط شوید.
البته نگهداری نقد باید هوشمندانه باشد، چون تورم میتواند بهآرامی آن را فرسایش دهد.
مقایسه سریع گزینهها در یک نگاه
این جدول، تصمیمگیری را سریعتر میکند و دقیقاً همان جایی است که کاربر مکث میکند و انتخاب میکند:
| گزینه سرمایهگذاری | سطح ریسک | نقش در سبد | توضیح کاربردی |
|---|---|---|---|
| طلا | پایین | تثبیتکننده | کاهش نوسان کل پرتفوی |
| اوراق دولتی کشورهای پایدار | بسیار پایین | محافظهکارانه | درآمد قابل پیشبینی |
| سهام شرکتهای دفاعی | متوسط | فرصتمحور | رشد وابسته به تنش |
| کالاهای اساسی | متوسط | پوشش تورم | وابسته به تقاضای پایه |
| نقدینگی | پایین (اسمی) | انعطافپذیر | آماده برای فرصتها |
بدترین سرمایهگذاریها در زمان جنگ
همانقدر که انتخاب درست مهم است، دوری از انتخاب اشتباه هم حیاتی است. در زمان جنگ، بعضی داراییها بیش از حد آسیبپذیر میشوند، چون به ثبات، اعتماد یا رشد اقتصادی وابستهاند.
بهطور خلاصه، این دستهها معمولاً در انتهای لیست قرار میگیرند:
- داراییهای با نقدشوندگی پایین و فروش دشوار
- سرمایهگذاریهای وابسته به مصرف لوکس یا درآمد اختیاری
- پروژههایی که بقای آنها به تأمین مالی مداوم وابسته است
در چنین شرایطی، دوری از این گزینهها بهاندازه انتخاب طلا یا اوراق امن اهمیت دارد.
استراتژیهای مدیریت ریسک در دوران جنگ
در زمان جنگ، حتی «بهترین داراییها» هم بدون استراتژی میتوانند به انتخاب بد تبدیل شوند. تفاوت سرمایهگذار حرفهای با بقیه، در نحوه مدیریت ریسک است، نه صرفاً در انتخاب طلا یا اوراق. اینجا هدف اصلی، کاهش خطای تصمیمگیری و حفظ انعطافپذیری سبد است.
اولین اصل، تنوعبخشی داراییهاست؛ اما نه تنوعِ ظاهری. منظور، توزیع هوشمند بین داراییهایی است که رفتارشان در بحران با هم همبستگی پایینی دارند. وقتی طلا، اوراق پایدار و بخشی نقدینگی کنار هم قرار میگیرند، شوکها بهجای تخریب کل سبد، جذب میشوند.
دومین اصل، داشتن چارچوب رفتاری مشخص است. جنگ فضای هیجانی میسازد و اگر از قبل برای خودتان قواعد نداشته باشید، بازار آنها را به شما تحمیل میکند. اینجاست که مفاهیمی مثل بازبینی دورهای سبد سرمایهگذاری اهمیت پیدا میکند؛ یعنی تصمیمها از پیش تعیین شده باشند، نه واکنشی.
برای جمعبندی ذهنی، مهمترین ابزارهای مدیریت ریسک در این فضا را میتوان در سه دسته دید:
- تقسیم سبد به لایههای دفاعی و نیمهتهاجمی
- حفظ بخشی از سرمایه بهصورت نقد یا شبهنقد
- تعریف سناریوهای از پیشنوشتهشده برای بدتر شدن شرایط
یک الگوی ساده چیدمان ریسک (مثال کاربردی)
جدول زیر نشان میدهد چگونه میتوان بدون پیچیدگی، ریسک را مهار کرد:
| لایه سبد | نوع دارایی | هدف اصلی | توضیح کاربردی |
|---|---|---|---|
| دفاعی | طلا و اوراق پایدار | حفظ ارزش | ضربهگیر نوسانات شدید |
| تعادلی | کالاهای اساسی | پوشش تورم | وابسته به نیازهای پایه |
| انعطافپذیر | نقدینگی | واکنش سریع | ورود در فرصت یا خروج اضطراری |
این ساختار، نه قمار است و نه انفعال؛ بلکه یک مدل بقا با منطق مالی است.
جمعبندی + توصیه نهایی
اگر بخواهیم کل این مقاله را به زبان ساده خلاصه کنیم، پیامش این است:
در زمان جنگ، سرمایهگذاری قرار نیست هیجانانگیز باشد؛ قرار است دوامپذیر باشد.
طلا، اوراق دولتی کشورهای پایدار، کالاهای اساسی و حتی نگهداری هوشمندانه نقدینگی، هرکدام نقش مشخصی دارند. اما هیچکدام بهتنهایی «معجزه» نمیکنند. نتیجه واقعی زمانی بهدست میآید که این ابزارها در قالب یک استراتژی منسجم کنار هم قرار بگیرند.
توصیه نهایی این است که قبل از هر تصمیم، از خودتان بپرسید:
آیا این انتخاب، اگر شرایط بدتر شد هم قابل دفاع است؟
اگر پاسخ مثبت است، شما در مسیر درستی هستید—حتی اگر بازده کوتاهمدتتان کمتر از بقیه باشد.
درباره دانیال شهبازی
بیوگرافی: کارشناسی ارشد مهندسی مالی از دانشگاه مارمارای ترکیه و مشاور سرمایه گذاری در شرکت های سرمایه گذاری و کارگزار های برتر کشور
نوشتههای بیشتر از دانیال شهبازیپست های مرتبط
28 بهمن 1404
27 بهمن 1404
27 بهمن 1404
26 بهمن 1404
دیدگاهتان را بنویسید