تأثیر تورم بر نرخ ارز
تورم و نرخ ارز، دو متغیری هستند که در ذهن اغلب مردم بهصورت شهودی به هم گره خوردهاند؛ وقتی قیمتها بالا میروند، خیلی زود این سؤال مطرح میشود که «آیا دلار هم بالا میرود؟». تورم بهطور ساده نشاندهنده کاهش قدرت خرید پول است و نرخ ارز، آینهای است که این کاهش ارزش را در مقایسه با پولهای دیگر نشان میدهد. اما همین تعریف ساده، اگر بدون درک سازوکارهای پشت آن باشد، میتواند گمراهکننده باشد.
نکته مهم اینجاست که رابطه تورم و نرخ ارز همیشه همزمان، خطی و فوری نیست. در بسیاری از دورهها دیدهایم که تورم افزایش یافته، اما نرخ ارز مدتی ثابت مانده یا حتی برعکس، شوک ارزی قبل از ثبت تورم در آمارهای رسمی اتفاق افتاده است. این ناهمزمانی دقیقاً همانجایی است که تحلیل اقتصادی از برداشتهای سطحی جدا میشود.
در این مقاله، مرحلهبهمرحله جلو میرویم؛ ابتدا توضیح میدهیم تورم از چه کانالهایی به نرخ ارز فشار میآورد، سپس با تکیه بر شواهد پژوهشی ایران، تفاوت اثرات کوتاهمدت و بلندمدت را بررسی میکنیم و در نهایت نقش سیاستگذاری ارزی و انتظارات تورمی را در این رابطه کنار هم میگذاریم.
تورم چگونه ارزش پول را فرسایش میدهد و به نرخ ارز فشار میآورد؟
وقتی تورم بالا میرود، در واقع ارزش واقعی پول ملی در داخل کشور کاهش پیدا میکند. اگر با همان مقدار پول، کالا و خدمات کمتری بتوان خرید، طبیعی است که آن پول در مقایسه با ارزهای دیگر نیز جذابیت کمتری داشته باشد. این فرسایش تدریجی ارزش، پایهی اصلی فشاری است که در نهایت روی نرخ ارز ظاهر میشود، حتی اگر این فشار بلافاصله در بازار دیده نشود.
در این نقطه، درک دقیق مفهوم تورم اهمیت پیدا میکند. اگر نیاز به مرور دقیقتر داری، در مقاله
«تورم چیست و چگونه محاسبه میشود؟»
بهطور کامل توضیح دادهایم که شاخصهای قیمتی چگونه ساخته میشوند و چرا همه تورمها اثر یکسانی بر نرخ ارز ندارند. این تمایز، مخصوصاً در اقتصادهایی مثل ایران، نقش تعیینکننده دارد.
ایده PPP به زبان ساده (اختلاف تورم داخلی و خارجی)
یکی از سادهترین چارچوبها برای فهم ارتباط تورم و نرخ ارز، مفهوم برابری قدرت خرید (PPP) است. ایده اصلی میگوید اگر تورم داخلی یک کشور از تورم کشورهای طرف تجاری بالاتر باشد، پول آن کشور باید در بلندمدت تضعیف شود تا قدرت خرید نسبی دوباره متعادل گردد. این همان نقطهای است که اختلاف تورم، خودش را در نرخ ارز تخلیه میکند.
برای درک عمیقتر این منطق، ارجاع به مقاله
«برابری قدرت خرید (PPP) چیست؟»
کمک میکند تصویر ذهنی روشنی از این سازوکار داشته باشی. البته مهم است بدانیم PPP بیشتر یک لنگر بلندمدت است، نه ابزاری برای پیشبینی نوسانهای روزانه یا حتی ماهانه بازار ارز.
چرا ممکن است در کوتاهمدت نرخ ارز «جا بماند»؟
در عمل، بازار ارز همیشه دقیقاً طبق تئوریها رفتار نمیکند. ممکن است تورم بالا برود، اما نرخ ارز برای مدتی ثابت بماند یا با تأخیر واکنش نشان دهد. دلیل این اتفاق، وجود موانع و متغیرهایی است که اثر تورم را موقتاً خنثی یا پنهان میکنند.
بهصورت خلاصه، سه دسته عامل میتوانند باعث این «جا ماندن» شوند:
- مداخلات و سیاستهای ارزی که عرضه یا قیمت ارز را بهطور مصنوعی کنترل میکنند
- چسبندگی قیمتها و تأخیر آماری که باعث میشود تورم واقعی دیرتر در دادهها دیده شود
- شوکهای کوتاهمدت مثل افزایش ناگهانی درآمد ارزی یا تغییرات انتظارات بازار
برای فهم بهتر نقش سیاستگذاری در این میان، مطالعهی صفحه
«سیاست ارزی و چندنرخی بودن ارز»
کمک میکند بفهمیم چرا مهار ظاهری نرخ ارز، لزوماً به معنای حذف فشارهای تورمی نیست و گاهی فقط آنها را به آینده منتقل میکند.
نقش انتظارات تورمی در جهشهای ارزی
در بازارهای مالی، انتظارات عاملی قدرتمندتر از واقعیت فعلی است. اگر فعالان بازار پیشبینی کنند که در ماههای آینده تورم بهشدت افزایش خواهد یافت—حتی اگر آمار امروز این موضوع را تأیید نکند—آنها برای حفظ ارزش داراییهای خود، بهجای نگهداری ریال، به سمت داراییهای باثباتتر مانند ارزهای خارجی یا طلا حرکت میکنند. این امر تقاضای سفتهبازی را در بازار ارز بهشدت افزایش میدهد و باعث میشود نرخ ارز پیشاپیش واکنش نشان دهد.
این انتظار یک چرخه معیوب ایجاد میکند: مردم انتظار افزایش تورم را دارند، برای مقابله با آن دلار میخرند، این خرید باعث افزایش نرخ ارز میشود، و این افزایش نرخ ارز بهصورت خودکار انتظارات تورمی آینده را تقویت میکند. این اثر، اغلب در شرایط عدم اطمینان اقتصادی تشدید میشود و میتواند شکاف بین نرخ ارز واقعی و نرخ بر اساس PPP را در کوتاهمدت بسیار بزرگ کند.
چرا “انتظار تورم” خودش تقاضای ارز میسازد؟
انتظار تورم فقط مربوط به خرید کالاهای مصرفی نیست؛ بلکه به معنای افزایش هزینههای آتی و کاهش نرخ بهره واقعی (نرخی که پس از تعدیل تورم باقی میماند) است. وقتی نرخ بهره واقعی منفی یا بسیار پایین میشود، نگهداری ریال از نظر اقتصادی نامعقول است. در این شرایط، سرازیر شدن سرمایههای کوچک و بزرگ به سمت ارز بهعنوان «پناهگاه امن» یک واکنش منطقی به تغییر انتظارات است.
تمایز تقاضای تجاری vs سفتهبازی (خیلی مختصر، آموزشی)
برای درک بهتر واکنش بازار در برابر انتظارات، میتوان تقاضا برای ارز را به دو دسته اصلی تقسیم کرد که در شرایط تورمی متفاوت عمل میکنند:
| نوع تقاضا | محرک اصلی | واکنش به انتظارات تورمی |
|---|---|---|
| تجاری (واقعی) | واردات کالا یا خدمات آتی | افزایش متناسب با حجم و قیمت واردات مورد نیاز |
| سفتهبازی (مالی) | پیشبینی افزایش قیمت ارز در آینده | افزایش ناگهانی و نامتناسب (تخمینی و هجومی) |
همانطور که میبینید، تقاضای سفتهبازی بسیار نوسانپذیرتر است. این بخش از بازار است که میتواند با یک خبر یا شایعه، بازار را از حالت تعادلی خارج کند، شبیه به زمانی که سرمایهگذاران نگران ریسک تخصیص کم در عرضه اولیه هستند و منابع خود را سریعاً جابهجا میکنند تا از فرصتهای سودآور فرار نکنند.
آیا نرخ ارز تورمزا است؟ آیا تورم هم نرخ ارز را بالا میبرد؟
در اقتصادهای توسعهیافته، غالباً اثر تورم بر نرخ ارز (کانال PPP) قویتر در نظر گرفته میشود. اما در اقتصادهایی با درجه بالایی از وابستگی به واردات و عدم ثبات سیاستگذاری، رابطه به شکل یک حلقه بازخوردی دوطرفه عمل میکند. در ایران، این اثر دوطرفه بهشدت قوی است و اثرات همدیگر را تقویت میکنند.
این ارتباط دوطرفه یکی از چالشهای اصلی ثباتسازی در اقتصاد کلان ایران است؛ جایی که هر شوک به یکی از این دو متغیر، بهسرعت به دیگری سرایت کرده و سیستم را با خود میبرد. تحلیلهای تجربی بر روی دادههای ایران اغلب این رابطه همبسته را در طول دهههای اخیر تأیید کردهاند.
جمعبندی شواهد مقاله Ensani (اثر مثبت نرخ ارز بازار آزاد بر تورم + اثر تورم وارداتی بر نرخ ارز)
پژوهشهای معتبر داخلی، مانند آنهایی که بر دادههای بلندمدت متمرکز شدهاند، نتایج جالبی ارائه میدهند. بهطور خاص، مطالعاتی مانند آنچه توسط Ensani و همکارانش انجام شده، نشان دادهاند که افزایش نرخ ارز در بازار آزاد، یک پیشران قوی برای افزایش تورم داخلی است (اثر کانال هزینه/واردات). به موازات آن، هرگونه تورم داخلی غیرقابل کنترل نیز بهدلیل تضعیف نسبی ریال، به افزایش نرخ ارز دامن میزند.
نکته مهم: تورم داخلی در تورمهای بالا اثرگذارتر میشود (رفتار غیرخطی)
مهمترین یافته در شرایط کنونی این است که رابطه بین تورم و نرخ ارز غیرخطی است. در دورههایی که نرخ تورم بسیار پایین است، اثرات نوسانات ارزی بر سبد مصرفی خانوارها کمتر حس میشود؛ اما هنگامی که تورم از یک آستانه بحرانی عبور میکند (مثلاً بالای ۴۰٪)، اثرگذاری هرگونه نوسان در نرخ ارز چند برابر میشود. این عدم خطی بودن، نشان میدهد که در مراحل بحرانی، بازار ارز تبدیل به کانال اصلی انتقال شوک به تورم میشود، بسیار قویتر از زمانی که اقتصاد در شرایط عادی فعالیت میکند.
این امر به سرمایهگذاران اهمیت بیشتری میدهد که حتی در شرایطی که ممکن است داراییهای نقدشونده داشته باشند، باید به حداقل موجودی و قدرت خرید در کارگزاری توجه ویژهای کنند تا در صورت نیاز بتوانند بهسرعت داراییهای خود را پوشش دهند.
انتقال نرخ ارز به تورم (Exchange Rate Pass-Through) یعنی چه؟
مفهوم Pass-Through توضیح میدهد که وقتی نرخ ارز تغییر میکند، چه سهمی از این تغییر و با چه سرعتی به قیمت کالاها و خدمات داخلی منتقل میشود. اگر نرخ ارز ۱۰٪ بالا برود، الزاماً تورم هم ۱۰٪ نمیشود؛ بخشی از شوک جذب میشود، بخشی با تأخیر منتقل میشود و بخشی هم اصلاً منتقل نمیشود. این «درجه انتقال» همان چیزی است که Pass-Through اندازه میگیرد.
در اقتصاد ایران، بهدلیل وابستگی بالای واردات به ارز (چه مستقیم، چه از مسیر نهادههای تولید)، این کانال معمولاً قویتر از میانگین جهانی عمل میکند. برای توضیح دقیقتر این سازوکار، مقاله
«انتقال نرخ ارز به تورم (Pass-Through)»
را میتوان بهعنوان مرجع مفهومی در نظر گرفت، اما آنچه برای تحلیلگر مهم است، تفاوت رفتار این انتقال در دورههای مختلف تورمی است.
چرا در رژیمهای تورمی مختلف، شدت انتقال فرق میکند؟ (ادبیات آستانهای / TVAR)
ادبیات جدید (از جمله مدلهای آستانهای و TVAR در ژورنالهایی مثل IJER) نشان میدهد که Pass-Through رفتاری غیرخطی دارد. یعنی اقتصاد در تورم ۱۵٪ مثل اقتصاد در تورم ۴۵٪ واکنش نشان نمیدهد. وقتی تورم از یک آستانه روانی–اقتصادی عبور میکند، بنگاهها و مصرفکنندگان دیگر شوک ارزی را «موقتی» فرض نمیکنند و سریعتر آن را در قیمتها لحاظ میکنند.
بهصورت خلاصه، میتوان رفتار Pass-Through را اینطور دستهبندی کرد:
- تورم پایین: انتقال کند، ناقص و با تأخیر
- تورم متوسط: انتقال تدریجی با وقفه کوتاه
- تورم بالا: انتقال سریع، پرقدرت و تقریباً کامل
این همان دلیلی است که در دورههای تورم بالا، حتی شایعههای ارزی هم میتوانند اثر واقعی روی سطح قیمتها بگذارند.
نتیجهگیری کاربردی برای تحلیلگر / سرمایهگذار
برای تحلیلگر بازار، Pass-Through فقط یک مفهوم دانشگاهی نیست؛ یک ابزار تصمیمسازی است. اگر بدانیم اقتصاد در کدام «رژیم تورمی» قرار دارد، میتوانیم تشخیص دهیم که جهش ارزی اخیر چقدر و با چه تأخیری در سود شرکتها، هزینه خانوار یا ارزش داراییها منعکس میشود. اینجاست که تحلیل رفتاری اهمیت پیدا میکند و استفاده از ابزارهایی مثل
«چکلیست رفتاری «قبل و بعد از بازگشایی سهم»»
میتواند مانع تصمیمگیریهای هیجانی در مواجهه با شوکهای ارزی شود.
کنترل نرخ ارز، سرکوب ارزی، و ریسک جهشهای بعدی
کنترل دستوری نرخ ارز معمولاً با نیت کاهش تورم یا آرامسازی انتظارات انجام میشود، اما اگر با مهار عوامل بنیادی تورم همراه نباشد، به پدیدهای به نام سرکوب ارزی منجر میشود. در این وضعیت، نرخ ارز اسمی ثابت میماند، اما فشار تورمی در زیر پوست اقتصاد جمع میشود و بهمحض تضعیف کنترلها، بهصورت جهشی تخلیه میگردد.
برای شفافتر شدن تفاوت این وضعیتها، جدول زیر کمک میکند:
| وضعیت سیاستی | رفتار نرخ ارز | پیامد تورمی |
|---|---|---|
| مهار تورم + انعطاف ارزی | تعدیل تدریجی | تورم کنترلپذیر |
| مهار ارزی بدون مهار تورم | ثبات ظاهری | جهشهای دورهای |
| رهاسازی ناگهانی | شوک شدید | انتقال سریع به قیمتها |
این الگو بارها در اقتصاد ایران تکرار شده و بخش مهمی از بیثباتی انتظارات را توضیح میدهد.
چرا مهار ارزی بدون مهار تورم پایدار نیست؟
دلیلش ساده اما بنیادین است: نرخ ارز یک قیمت نسبی است، نه یک عدد مستقل. وقتی تورم داخلی بالاتر از تورم خارجی است، ثابت نگه داشتن نرخ ارز به معنای انباشت عدم تعادل است. این عدم تعادل یا از مسیر کاهش ذخایر ارزی تخلیه میشود یا از مسیر جهش قیمتی در آینده.
در چنین شرایطی، بازار خیلی زود متوجه میشود که ثبات فعلی مصنوعی است. نتیجه؟ انتظارات تورمی دوباره فعال میشوند و همان چرخهای که در فازهای قبل توضیح دادیم، با شدت بیشتری برمیگردد.
پیامدها برای تصمیم مالی خانوار و کسبوکار (خلاصه و بیطرفانه)
از زاویه تصمیمگیری، مهمترین نکته این است که ثبات اسمی نرخ ارز الزاماً به معنای کاهش ریسک نیست. خانوار و بنگاه اقتصادی اگر فقط به قیمت فعلی ارز نگاه کنند و روند تورم و سیاستگذاری را نادیده بگیرند، در معرض شوکهای ناگهانی قرار میگیرند.
در عمل، این یعنی:
- برنامهریزی مالی باید سناریومحور باشد، نه وابسته به یک نرخ ثابت
- هزینههای آتی وارداتی باید با فرض تعدیل ارزی دیده شوند
- تصمیمهای سرمایهگذاری نیازمند نگاه میانمدت، نه واکنش لحظهایاند
خلاصه یکصفحهای: تورم بالا → چه سناریوهایی برای نرخ ارز محتملتر است؟
اگر بخواهیم کل مقاله را در یک نگاه جمع کنیم، پیام اصلی ساده اما عمیق است: نرخ ارز تابع یک متغیر نیست. تورم، انتظارات، سیاستگذاری و رژیم زمانی (کوتاهمدت/بلندمدت) با هم برآیند میسازند. به همین دلیل، سؤال درست این نیست که «دلار بالا میرود یا نه؟»؛ سؤال درست این است که در کدام سناریو، ریسک ارزی نامتقارنتر میشود.
در عمل، تحلیلگر یا تصمیمگیر مالی باید از نگاه تکعددی فاصله بگیرد و سناریوها را کنار هم بگذارد. جدول زیر، این جمعبندی را بهصورت فشرده نشان میدهد:
| وضعیت تورم | انتظارات تورمی | سیاست ارزی | جهت ریسک ارزی محتمل |
|---|---|---|---|
| بالا و پایدار | فعال و رو به افزایش | کنترل اسمی شدید | ریسک جهش انباشته (بالا) |
| بالا اما کاهشی | در حال تعدیل | انعطاف تدریجی | نوسان محدود، تمایل صعودی ملایم |
| متوسط | مهار شده | سیاست سازگار با تورم | ثبات نسبی |
| شوک ارزی مقطعی | انتظارات ناپایدار | واکنش دیرهنگام | انتقال سریع به قیمتها |
نکته کلیدی این است که کنترل ظاهری اگر با مهار تورم همراه نباشد، ریسک را حذف نمیکند؛ فقط آن را به آینده منتقل میکند. برای تصمیمگیری عملی، استفاده از چارچوبهای سناریومحور و ابزارهای رفتاری—مثل مرور منظم «چکلیست رفتاری «قبل و بعد از بازگشایی سهم»»—کمک میکند اثر هیجان و اخبار کوتاهمدت از تحلیل جدا شود.
آیا همیشه تورم باعث افزایش نرخ ارز میشود؟
در بلندمدت، بله؛ اختلاف تورم داخلی و خارجی تمایل به تضعیف پول ملی ایجاد میکند. اما در کوتاهمدت، مداخلات ارزی، شوکهای درآمدی و تغییر انتظارات میتوانند این اثر را به تعویق بیندازند یا حتی موقتاً معکوس کنند. بنابراین، «زمانبندی» به اندازه «جهت» اهمیت دارد.
چرا گاهی نرخ ارز قبل از ثبت تورم رسمی جهش میکند؟
چون بازار به انتظارات واکنش نشان میدهد، نه فقط آمارهای منتشرشده. وقتی فعالان اقتصادی تورم آینده را محتمل بدانند، تقاضای ارزی جلوتر شکل میگیرد. این همان کانالی است که باعث میشود بازار ارز نقش پیشنگر داشته باشد.
Pass-Through بالا یعنی چه خطری برای خانوار و بنگاه دارد؟
Pass-Through بالا یعنی شوک ارزی سریعتر و کاملتر به قیمتها منتقل میشود. در چنین شرایطی، افزایش نرخ ارز فقط یک عدد در بازار نیست؛ بلکه مستقیماً هزینه معیشت، نهادههای تولید و حاشیه سود بنگاهها را تحت فشار قرار میدهد. این اثر در رژیمهای تورمی بالا شدیدتر است.
آیا کنترل نرخ ارز میتواند تورم را مهار کند؟
کنترل ارزی بهتنهایی پایدار نیست. اگر تورم مهار نشود، نرخ ارز کنترلشده به عدم تعادل میرسد و در نهایت یا از مسیر کاهش ذخایر یا از مسیر جهش قیمتی تخلیه میشود. تجربه ایران نشان میدهد مهار موفق تورم، پیشنیاز ثبات ارزی است.
برای تحلیلگر یا سرمایهگذار، مهمترین خطای رایج چیست؟
بزرگترین خطا، تمرکز روی یک سناریو و نادیدهگرفتن عدم قطعیت است. تحلیل حرفهای یعنی دیدن طیف نتایج محتمل و وزندادن به ریسکها—نه شرطبندی روی یک عدد مشخص.
درباره دانیال شهبازی
بیوگرافی: کارشناسی ارشد مهندسی مالی از دانشگاه مارمارای ترکیه و مشاور سرمایه گذاری در شرکت های سرمایه گذاری و کارگزار های برتر کشور
نوشتههای بیشتر از دانیال شهبازیپست های مرتبط
6 اسفند 1404
5 اسفند 1404
3 اسفند 1404
3 اسفند 1404
دیدگاهتان را بنویسید